ابراهيم عاملي ( موثق )
28
تفسير عاملي ( فارسي )
شد و دوباره بر طرف ديگر سرش زدند و مرد به اين نام ناميده شد ، بعضى گفتهاند : چون بر فارس و روم مسلَّط شد به اين نام ناميده شد ، و بعضى گفتهاند در سرش مانند دو شاخ بود از اينرو او را صاحب دو شاخ ناميدند چون يك معنى قرن شاخ است . كشف : يك قول آن است كه چون رسيد به دو قرن زمين كه مشرق و مغرب است به اين نامش ناميدند . و گفتهاند در سرش دو گيسو بود بمرواريد بافته و گيسو را عرب قرن مينامد ، بعضى گفتهاند : چون پدر و مادرش نجيب بودند و بزرگوار و محترم به اين نام مشهور شد ، و گفتهاند : چون علم ظاهر و باطن داشته است ، و گفتهاند : چون بنور و ظلمت و جاى روشن و جاى تاريك رفته است . و گفتهاند : بخواب ديد كه از دو طرف سر و شاخ خورشيد را گرفته است و او اين خواب را نقل كرد و بر او اين اسم نهادند . فخر : در شخصيّت ذو القرنين سه قول است : 1 - همان اسكندر يونانى است بدليل اين آيات كه بمشرق و مغرب رفت و سدّ يأجوج ساخت كه در شمال است پس بر ممالك آباد زمين مسلَّط شده است و در تاريخ چنين كسى جز اسكندر مقدونى نيست زيرا اگر ديگرى به اين قدرت ميبود بايستى نامش در تاريخ بماند . 2 - ابو - ريحان بيرونى منجّم در كتاب خود بنام آثار الباقيه گفته است : نقل است ذو القرنين ابو كرب شمر بن عبير بن افريقش حميرى است كه بسرزمينهاى مشرق و مغرب رفته - است و يكى از شعراى حمير به او افتخار كرده است در اين شعر : قد كان ذو القرنين قبلي مسلما ملكا علا في الارض غير مفند بلخ المشارق و المغارب يبتغي اسباب ملك من كريم و سيّد و ابو ريحان در دنبال اين سخن خود گفته است : ممكن است اين نظر نزديكتر بصواب باشد چون در اوّل نام سلاطين يمن كلمه ى « ذو » بوده است مثل ذو نواس و ذو النّادى و ذو النون و غير ذلك . 3 - مردى بود درستكار كه خداوند سلطنت روى زمين به او عنايت كرد و هم علم و حكمت و هيبت و سهمناكى به او داد اگرچه ما چنين شخصى در تاريخ سراغ نداريم . آلوسى : بعضى گفتهاند : او ملكى بوده است كه خداوند به زمين فرود آورده